تبليغاتX
جوك و اس ام اس روز

آرايشگر خود باشيد

آرايشگري صورت
با اين مجموعه آرايشگر خود و دوستان خود باشيد . آموزش انواع مدل هاي روز

آموزش زبان در خواب

متدي جديد و علمي!!! شب بخوابيد صبح انگليسي صحبت كنيد؟!با فرستادن امواج مخصوص صوتي به مغز از طريق حس شنوايي به راحتي زبان فرا گيريد 100% تضميني

Tekno Dance

آموزش قدم به قدم رقص دنس و تکنو با این مجموعه متفاوت از دیگران باشید

فيلم هاي سينمايي

 

 

 

 

 


خانم ها در سن هيجده تا بيست و يك سالگى : نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى


در سن 21

تا سى سالگى: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل


در سن 30 تا سى و پنج سالگى: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود


بين سن 35 تا چهل سالگى: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند


در سن 40 تا پنجاه سالگى: جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند


بين 50 تا شصت سالگى: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند


در سن 60 تا هفتاد سالگى: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده


بعد از هفتاد سالگى: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود

اميدواريم خانوم ها با خواندن اين مطلب از ما دلخور نشده باشن....

نوشته شده توسط دالتونها در شنبه پنجم آبان 1386 |

 

 

دخترها

توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
نوشته شده توسط دالتونها در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 |

 

 

به غضنفر می گن: با " ارتش کوفه " جمله بساز
می گه : عرط شکوفه داری...مثل گل بهاری

يه بارهواپيما داشته سقوط ميکرده می گن وسايل زيادی رو بندازيد پايين .همه رو ميندازن  ولی فايده نداره. ميرن رو مخ لره کار ميکنن مگن تو بيا بپر پايين جون ما رو نجات بده تا يه راست بری تو بهشت .فقط وقتی خواستی بپری بگو (پرنده پرید) تا نخوری زمین. آقا لره ميپره ...ولی بازم هواپيما چپ و چس ميرفته... ميبينن لره داره ميزنه به پنجره ميگه: اون اسمه چی بود؟ کی بود؟؟ پرنده پرید؟ پر پرنده شد؟ چی شد؟!

به زیدان میگن شنیدیم بازیکن ایتالیا بهت گفته علی دایی !!!
زیدان میگه : نه بابا اگه گفته بود که میکشتمش

عربه بچش تو اتوبوس به دنیا میاد اسمشو میذاره عبدالواحد

یک روز یک الاغه عرعر میکرده به یه آمریکایی میگن برو ترجمه کن ببینیم چی میگه. یارو میره نزدیک کمی گوش میکنه بعد بر میگرده میگه:
I cannot understand. He is mixing TURKISH from behind

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم

از یه تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

تركه دلش میگیره- محلول لوله بازکن میخوره.

يه روز ترکه ميره دندونپزشكي و به دكتره ميگه: آقاي دكتر!من اين دندونم درد ميكنه.دندونپزشكه هم يه كم نگاه ميكنه و بعد دندونه رو ميكشه. بعد  ترکه ميزنه زير خنده و ميگه: گولت زدم!، خرت كردم؛!! اون يكي دندونم بود
 
یک روز یک مار روسری سرش میکن.بهش میگن واسه چی ؟ اخه من کبری ام

به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه
به تركه ميگن با (قباد) جمله بساز.يارو ميگه:بزن بزيم به سزعت برق و باد

بچه تهراني:مامان نهار چي داريم؟ مادر با عصبانيت:زهر مار بچه:اخ جون از شر املت راحت شديم

از یک ترکه میپرسن "شما مغز خر خوردید؟"
ترکه میگه" نه ولی یکبار خر مغز منو خورد بهش دکترای افتخاری ادبیات ترکی دادند."

تركه مربی فوتبال میشه شماره ۱۰ رو میاره بیرون ...دوتا پنج میفرسته تو زمین !!!

در یک مهمانی یه رشتی گفت: من صدای خیلی بدی دارم، صدایم مثل عرعر الاغ است.چکار کنم که صدایم خوب شود؟
یه تهرانی که در مهمانی بود، گفت: این که کاری ندارد، شما هر روز یک تخم مرغ خام سربکشید، صدای تان بسیار خوب می شود.
ترکه هم که در مهمانی بود، گفت: اگر اینطور بود باید کون مرغ صدای بلبل می داد.

تركه قهرمان شنا ميشه.ازش ميپرسن شما از كجا شروع كردين؟ ميگه والا ما ...از زمينهاي خاكي .

ترکه از خواب پا میشه میزنه پس کله خودش به خودش می گه: چطوری حیوون ؟!!.

ترکه به مطب دکتر مراجعه کرد و از او دوای اسهال خواست دکتر هم برایش داروی مسهل نوشت و ضمنا به او گفت: این مسهل را بخور و ببین شکمت چند دست کار می کند و بعدا بیا به من بگو. فردا ترکه پیش دکتر آمد. دکتر پرسید: شکمت چند دست کار کرد؟ ترک خر گفت: دو دست پر با یک نیم دست

از رشتيه مي‌پرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش. ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار مي‌كني؟ ميگه: ميرم ميارمش

به ترکه خبر ميدن: بابا شدي! ميگه: پس به زنم نگيد ميخوام سورپرايزش كنم

نوشته شده توسط دالتونها در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 |

 

 

خيلي وقته از چشام بي تو بارون مي باره دل نااميد من ،‌ تو رو آرزو داره اي هميشگي ترين ، آه اي دورترين سوختن كار من است ، نگرانم منشين راست مي گفتي تو ، ديگر اكنون دير است دوستي و دوري ، آخرين تقدير است راست مي گفتي تو ، بايد از عشق بريد از چنين پاياني به سر آغاز رسيد شكستي و شكستم ، گسستي و گسستم چه بودي و چه بودم ، چه هستي و هستم تو رها از من باش ،‌ اي برايم همه كس زير آوار قفس ، مانده ام من ز نفس تو و خورشيد بلند ، من و شب هاي قفس بعد از اين با خود باش ، ياد تو ما را بس شكستي و شكستم ، گسستي و گسستم چه بودي و چه بودم ، چه هستي و هستم ؟

نوشته شده توسط دالتونها در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 |