تبليغاتX
جوك و اس ام اس روز

آرايشگر خود باشيد

آرايشگري صورت
با اين مجموعه آرايشگر خود و دوستان خود باشيد . آموزش انواع مدل هاي روز

آموزش زبان در خواب

متدي جديد و علمي!!! شب بخوابيد صبح انگليسي صحبت كنيد؟!با فرستادن امواج مخصوص صوتي به مغز از طريق حس شنوايي به راحتي زبان فرا گيريد 100% تضميني

Tekno Dance

آموزش قدم به قدم رقص دنس و تکنو با این مجموعه متفاوت از دیگران باشید

فيلم هاي سينمايي

 

 

 

 

 

ضدحال یعنی وقتی یه قرار لطیف تو اینترنت داری Connect نشی!
ضدحال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو!
ضدحال یعنی روز تولدت bfات جلوی دوستات فقط یه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی!
ضدحال یعنی gfادمو بیرون با یه پسر دیگه ببینن!
ضدحال یعنی یه جلسه سر کلاس نری فقط همون یه جلسه استاد حضور غیاب کنه!
ضدحال یعنی با شکم گرسنه بری سلف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال یعنی یه هفته قبل از اینکه جشن تولد بگیری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال یعنی قبض تلفن بیاد ....... تومن!
ضدحال یعنی بعد از کلی مخ زدن تو اینترنت همینکه بیای به نتیجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضد حال یعنی یه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گیر کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال یعنی صبح ساعت 7 بری سر کلاس استاد نیاد!
ضدحال یعنی بعد اینکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه9.5
ضدحال یعنی داداش کوچیکت 2شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پریز برق!
ضد حال یعنی بری عروسی خانمها و اقایون جدا باشن!
ضدحال یعنی تو اتاقت فیلم نگاه میکنی همینکه میرسه جایعاشقونه مامان بیاد تو!
ضدحال یعنی historyپاک نکنی همه ایمیلاتو داداشه فضولت بخونه!
ضدحال یعنی نفر 425135476کنکور شدن!
ضدحال یعنی کارگردان شدن حنا مخملباف!
ضدحال یعنی خواننده شدن میناوند!
ضدحال یعنی خواننده شدن مهران مدیری!
ضدحال یعنی پژو RD!
ضدحال یعنی فیلم ژاپنی!
ضدحال یعنی Caller ID داشتن!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه 90!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خودکارت تموم بشه!
ضدحال یعنی با gfات بری کافیشاپ دخترخالتو ببینی!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!
ضدحال یعنی خودکار ابی برای یه پرسپولیسی دو اتیشه!
ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوسش داریو نتونی ببینی!


نوشته شده توسط دالتونها در سه شنبه هجدهم دی 1386 |

 

 


لبخند معاوضه كن با جان شهريار
تا من به شوق اين دهم و آن ستانمت
○ شهريار
----------------

چگونه شاد شود اندرون غمگينم؟
به اختيار كه از اختيار بيرون است
○ حافظ
----------------

به چشمك اين همه مژگان به هم مزن يارا!
كه اين دو فتنه به هم مي‌زنند دنيا را
○ شهريار
----------------

گاهي به نوشخند لبت را اشاره كن
ما را به هيچ صاحب عمر دوباره كن
○ فروغي بسطامي
----------------

خيال حوصله بحر مي‌پزد هيهات
چه‌هاست در سر اين قطره محال‌انديش
○ حافظ
----------------

عجب عجب كه برون آمدي به پرسش من
ببين ببين كه چه بي‌طاقتم ز شيدايي
○ مولانا
----------------

آرامِ دل غمگين، جز دوست كسي مگزين
في‌الجمله همه او بين، زيرا همه او ديدم
○ فخرالدين عراقي
----------------

بقیه در ادامه مطلب !!!!!!!

ادامه مطلب
نوشته شده توسط دالتونها در سه شنبه هجدهم دی 1386 |

 

 

مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده:

1-به حرمت اشك مادر توبه كردم

2 -داني كه چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري

3 -بوق نزن شاگردم خوابه

4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا

5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسكاري)

6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي كمه فاصله رو رعايت كن

7- دنبالم نيا اسيرم مي شي

8 -گشتم نبود ............نگرد نيست

9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده

10-راه بده برم


نوشته شده توسط دالتونها در پنجشنبه ششم دی 1386 |
 چت

 

 

پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟
دختر: سلام. خواهش مي کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/نازنين/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسي!شما مجردين؟
پسر: بله. شما چي؟ازدواج کردين؟
دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چي؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين؟
پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چي؟
دختر : خيابون دربند؟ کجاي خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چي؟
دختر: اسم فاميلي شما چيه؟
پسر: من؟ حسيني! چطور؟
دختر: چي؟وحيد تويي؟ خجالت نمي کشي چت مي کني؟تو که گفتي امروز با زنت مي خواي بري قسطاي عقب مونده خونه رو بدي.!مکانيکي رو ول کردي نشستي چت مي کني؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه مي دونين...........
دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟مي دونم به فريده چي بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين!اگه بفهمه پوستمو ميکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزي نمي گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزي بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستي من بايد برم عمو فريبرزت اومد. باي
پسر: باشه عمه ملوک! باي......

خنده آرام بخشی است که عوارض جانبی ندارد!

ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی         چه  توفیقی  به  از  اینکه  خلقی  را  بخندانی

نوشته شده توسط پدرام صادقی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 |

 

 

اوپس! اشتباه بريدم!


كسی ساعت مچی منو نديده؟!
ديشب تا دير وقت مهمونی بودم. يادم نمياد هيچوقت تو عمرم انقدر مشروب خورده باشم!
لعنتی! صفحهء 47 دستورالعمل جراحيم پاره شده!
منظورت چيه كه بايد پای چپشو می بريديم؟!
فورا" يه عكس از اين زاويه بگير. اين يكی از عجايب خلقته!
بهتره اين تيكه رو نگه داريم. ممكنه برای تشريح به درد بخوره!
ولی كتاب من اينجوری نميگه! كتاب تو چاپ چندمه؟!
فورا" اون تيكه گوشت رو برگردون! سگ بد!
صبر كن ببينم! اگه اين طحالشه ، پس اون چی بود؟!
پرستار لطفا" اون چيزو به من بده. اون چيزه... همون چيزو ميگم... اون ماسماسكو!
اوه! زود دوباره همهء بخيه ها رو باز كنين. يكی از پنس ها كمه!
اگه فقط يادم ميومد كه اين كارو چه جوری هفتهء پيش توی كلاس بازآموزی انجام دادند خوب بود!
لعنتی! بازم چراغها خراب شد!
ميدونی؟ پول خيلی هنگفتی ميشه توی تجارت كليه به جيب زد. اوه! اينجا رو! اين يارو يه كليه اضافه داره!
همه برن عقب وايسن! لنز چشمم افتاد بيرون!
ميشه قلبش رو يه مدت از تپيدن بندازی؟ تمركزم رو به هم ميزنه!
خيلی خب بچه ها... اين برای همه مون ميتونه يه تجربهء جديد باشه!
می دونستی اين مريض خودشو يك ميليون دلار بيمهء عمر كرده؟ الان زنش تلفن زد!
اشكالی نداره. همون قيچی رو بده. كف زمين رو كه تميز كردن. نه؟!
يادته بخش تشريح می گفت حاضره 1000 دلار برای يه جسد تر و تميز بده؟!
چی؟! منظورت چيه كه اينو واسه عمل تغيير جنسيت نيورده بودن؟!
كاش عينكم رو توی خونه جا نميذاشتم!
اين مريض بيچاره اگه اشتباد نكنم زن و بچه داره. نه؟!
پرستار نگاه كن ببين اين يارو برای اهدای عضو ثبت نام كرده بوده يا نه؟!
خدای من! منظورت چيه كه ازش برای قبول مسووليت مرگ امضا نگرفتين؟!
نگران نباشين. فكر ميكنم اين تيغ به اندازهء كافی تيز باشه!
چيه؟ چرا اينطوری نگاه ميكنين؟! تا حالا نديدين يه دانشجو اينجا جراحی كنه؟!
الو؟ سلام عزيزم. چی؟! منظورت چيه كه طلاق ميخوای؟!
من نميدونم اين تيكه چيه! ولی به هر حال زود بذارش وسط بستهء يخ!
عجله كنين. من نميخوام اين قسمت چارخونه رو از دست بدم!
اين گاز خنده خيلی باحاله. ميشه يه كم ديگه شو امتحان كنم؟!
پس بچه كو؟! مگه مريضو برای سزارين نيورده بودن؟! اينجا اتاق عمل شماره چنده؟!
هی پرستار! يه ست جراحی ديگه روی اون يكی ميز باز كن. اين مريض هنوز داره تكون ميخوره!
مطمئنی كه بعدا" ازمون شكايت نميكنه؟!
معلومه كه من اين عمل رو قبلا" هم انجام دادم پرستار. تقريبا" 20 سال پيش بود!
آتيش! آتيش! زود همه بدوين بيرون!

نوشته شده توسط پدرام صادقی در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 |

 

 

۱ـ روش متلکی :این روش کهنه ترین و قدیمی ترین و مرسوم ترین و پر استفاده ترین و هر چی ترین دیگه

 که فکرش رو بکنید هست بطوری که دانشمندان در تیر برق های تمدن آن را به وضوح مشاهده نمودند .

و سلسله جواتیان دستی در این کار داشت تا آنجا که در تپه های الوات آباد و در غارهای حومه آثار تمدن

 و متلک های اولیه یافت میشود.

تبصره :( جیگرت رو بخورم هلو )

 

۲ـ روش خوابکی : در این روش در صورت مشاهده ضعیفه ایی در کنار خود به تدریج گردن خود را شل

کرده و به طرف وی مایل شوید تا آنجا که کم کم در آغوش وی خوابیده باشید .

تبصره :( انعطاف پذیری گردن نکته کلیدی این روش است.)

 

۳ـ روش پرتابی : در این روش می باید جسمی را به طرف سوژه پرتاب کنید . بدیهی است دقت در پرتاب

و هدف گیری دقیق از ملزومات کار است.

تبصره :( می توان از بازوکای قابل حمل ساخت چک اسلواکی استفاده کرد در فواصل دور استفاده از

خمپاره انداز ساخت اوکراین توصیه میشود.)

 

۴ـ روش گشادی : در این روش که باز هم در تاکسی مورد استفاده قرار میگیرد . آنقدر گشاد بشینید که

 ضعیفه پرس شود . لمس کردن تمام قسمت ها ضروری است .

تبصره :( برای انجام بهتر این روش صندلی عقب پنج نفر سوار شوند .)

 

۵ ـ روش خرکی : این روش تنها نیاز به شجاعت . دلیری . بی باکی و امثال الهم دارد . در طول تاریخ تنها

سر سلسله و قطبیان الواتان موفق به چنین امری گشته اند . بدین ترتیب که از در و دیوار و پنجره بالا

رفته و در اختفا و دور از چشم پدر و مادر و برادر از پنجره وارد اتاق مورد نظر شوید.

تبصره :( توصیه میشود بچه محل هایتان را به همراه داشته باشید.)

Smiley نظر هم بدین

نوشته شده توسط پدرام صادقی در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 |

 

 

قانون کسب نمره در امتحان

حالت اول : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل شدن صرف میشه . مثلا فیزیک ۱۷ شدم.

(آفرین گل پسر درس خون)

حالت دوم: این حالت با فعل دادن صرف میشود . مثلا ریاضی بهم ۸ داد .

( مرتیکه عوضی اصلا راه نمیده.)

حالت سوم : این حالت با فعل گرفتم بیان میشود . مثلا این فیزیک بلاخره یه دونه ۱۰گرفتم . 

( دهنم صاف شد .)

 

در همین راستا چند حالت برای کسب نمره هم وجود داره :Smiley

 

۱ـ روش کسب نمره قبل از امتحان : بچه ها سه بار از کل کتاب ها رو دوره میکنید . بعد سه بار دیگه از

روی اونها مرور میکنید . بعد سه بار از روی اونها رونویسی میکنید. بعد سه بار اونها رو حفظ میکنید . بعد

 سه بار اونها رو از بر میکنید . مطمین باشید که نمره خوب میگیرید .

( اگه دیگه نمره خوب نگرفتی انصافا برو ترک تحصیل کن . ملت علاف موندن)

 

 ۲ـ روش کسب نمره موقع امتحان : همون قصه همیشگی ابر و باد و مه و خورشید و فلک که دست به

دست هم میدن تا امدادهای غیبی برسه و شما نمره بگیرید . که البته این مبحث بسیار تخصصی بوده و

 انواع روش ها و شگردهای بروز این مبحث توسط اساتید مجرب بعدا نوشته خواهد شد.

( مراقب باش گیر نیفتی اخوی ) 

 

۳ـ روش کسب نمره بعد از امتحان : این روش مخصوص مخ زن های عزیز میباشد اگه تو این حرفه تبحر

دارید کارتون درسته درسته . برید و یه تیلیت مغز اساسی از مخ استاد و معلم و هر کسی که میتونه

نمره رو بهتون بده درست کنید . اگه زن بود که سعی کنید یه جور ازش راه بگیرید . اگه هم مرد بود سعی

 کنید بهش راه بدید.

(دختره نمره ۷ میگیره میره دو ساعت با استاد مذاکره میکنه با ۱۸ میاد بیرون.)

نوشته شده توسط پدرام صادقی در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 |

 

 

ابتکار در فحاشی

Smileyتجربه نشان داده است كه هر كس مطابق ذوق، سليقه و كار خود رفتار مي‌كند. به عقيده ما در 

موقع دعوا و مرافعه هم اين اصل رعايت مي‌شود. مثال:

يك وكيل مجلس اينطور فحش مي‌دهد: احمق بي‌قانون، كودن، بي اعتبارنامه، تو از مصونيت اخلاقي

خود سوء استفاده كرده‌اي. بدتركيب، بي‌قيافه كبود. ديگر اعتماد من از تو سلب شد. ديگر دوستي من و

تو وخيم گرديد. مرده‌شور آن صداي زنگوله مانندت را ببرد. يك جلسه ديگر اگر جلوي چشمم بيايي

استيضاحت مي‌كنم!

خانم يك افسر اينطور فحاشي مي‌كند: زنيكه بي‌انضباط. اي توپ، اي مسلسل، شمشير توي فرق سرت

 بخورد، يابوي بي ركاب. پدرسوخته آش كشكي را ببين. آجر نظامي توي سرت بخورد. الهي توي صف

مرده‌ها بري!

يك كارمند اداره مي‌گويد: خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهي اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به

 آن دنيا ارسال شود، الهي در قبرستان براي هميشه بايگاني شوي، لامذهب، بي دين، مديركل! الهي

زير فشار مقررات قانون ريغت دربياد. الهي از اين دنيا اخراج بشي!

يك درشكه‌چي: تف برويت، كپي اوغلي. حيوون عليشاه، مگر اينجا طويله است؟ لامروت مثل خيابان

سنگفرش مي‌ماند! والله مي‌زنمت، آهاي، بپا، خبردار ننه، آبجي، خواهر، آقا مي‌گيرم سوتت مي‌كنم كه

دو كورس اونطرف‌تر بيايي پايين، احمق،‌ زردنبو، رنگش مثل پهن مي‌ماند!

يك خياط: اي بي قواره، بد برش، بي آستر. وقيح پرروئه. به خدا چاك دهنت را مي‌دوزم. گوشهايت را

قيچي مي‌كنم. مرده‌شور صورت آبله‌اي سوزن سوزنيت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو كردم اما

باز هم ناصاف از آب درآمدي. خوبه، بسه ديگه، جلوي حرفهايت را درز بگير... باشه، باشه اين بود اجرت.

بيست سانتيمتر دوستي من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد،‌ قلب مرا بشكافي؟!

يك حاحي بازاري محتكر: دهه... چك بي‌محل را تماشا كن. سفته سوخت شده را ببين. دلال مظلمه را

 بپا! مرديكه، پنجاه و سه پارچه آبادي كه دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوك بري، خير نديده

بي‌اعتبار. به خدا يك انبار خري! هيچ هم از خريتت كمتر نمي‌شه. تف تما مستاجرينم به ريش پدرت، درد

 و بلاي سرقفلي‌هام بخوره توي كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجره‌ات را تخته كن عمو.

 

نوشته شده توسط پدرام صادقی در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 |

 

 

۲۵ دليل قانع کننده برای اينکه دوچرخه سواری بهتره خانوم بازيهSmiley


۱-دوچرخه ها حامله نميشن !

۲-شما هر موقع از ماه می تونين با دوچرخه تون سواری کنين !

۳-دوچرخه ها پدر و مادر ندارن !

۴-دوچرخه ها نمی نالند ، مگه اينکه واقعا“ يه مشکلی وجود داشته باشه !

۵-شما می تونين دوچرخه تون رو با دوستاتون شريک بشين !

۶-دوچرخه ها اهميت نميدن که شما سوار چند تا دوچرخه ء ديگه شدين !

۷-موقع سواری ، شما و دوچرخه تون می تونين هر دو در يک زمان به پايان کار برسين !

۸-دوچرخه ها اهميت نميدن که شما به دوچرخه های ديگه زل بزنين !

۹-شما هيچوقت نمی شنوين که : “ مژده ! شما دارين صاحب يه دوچرخه ی کوچيک ميشين “ !

۱۰-اگه دوچرخه تون مشکلی برای سواری پيدا کنه می تونين تعميرش کنين !

۱۱-دوچرخه ها اهميت نميدن که شما مجله ی دوچرخه بخرين !

۱۲-اگه دوچرخه تون شل باشه می تونين سفتش کنين !

۱۳-اگه دوچرخه تون رديف نباشه مجبور نيستين با بحث و گفتگو سياست به خرج بدين !

۱۴-شما به کسی که روی دوچرخه تون کار می کنه احساس حسادت نمی کنين !

۱۵-اگه حرف بدی به دوچرخه تون بزنين مجبور نيستين برای سواری بعدی ، کلی عذرخواهی کنين !

۱۶-شما تا هر موقعی که دلتون می خواد می تونين روی دوچرخه تون سواری کنين، بدون اينکه جراحتی برداره !

۱۷-شما می تونين هر موقعی که می خواين سواری رو متوقف کنين ، بدون اينکه دوچرخه تون ديوونه بشه !

۱۸-دوچرخه ها بهتون توهين نمی کنن اگه سوارکار خوبی نباشين !

۱۹-دوچرخه ی شما نمی خواد با بقيه ی دوچرخه ها بره بيرون !

۲۰-دوچرخه ها اهميتی نميدن اگه شما دير به پايان برسين !

۲۱-شما مجبور نيستين قبل و بعد از سواری برين حمام !

۲۲-اگه دوچرخه تون قشنگ به نظر نمی رسه می تونين رنگش کنين يا قطعاتش رو عوض کنين !

۲۳-شما می تونين اولين باری که دوچرخه رو می بينين باهاش سواری کنين ، بدون اينکه مجبور باشين برای شام ببرينش بيرون يا ببرينش سينما يا...!

۲۴-تنها وسيله ی محافظتی که موقع سواری با دوچرخه مجبورين بپوشين ، يه کلاهه !

۲۵-توی مهمونی ها راحت می تونين تعريف کنين که چه سواری خوبی با دوچرخه تون داشتين !

نوشته شده توسط پدرام صادقی در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 |